وقتی زن بودن یک جرم است، اعتراض عریان یک چالش سیاسی مهم علنی است

انترناسیونال ۵۵۰

وقتی زن بودن یک جرم است، اعتراض عریان یک چالش سیاسی مهم علنی است

مریم نمازی

Cover-Amina Sboui-Maryam Namazie-Aliaa Magda Elmahdy - by Waleed El Husseini

اعتراض عريان مريم نمازى؛ آمينه السبوعى و عالیه ماجده المهدی در پاريس براى ۸ مارس

همه مذاهب دیدی تحقیر آميز نسبت به زن و بدن او دارند. اسلام  متفاوت از بقیه نیست. اما به دلیل اینکه امروز اسلام پرچم یک جنبش سیاسی است که قدرت دولتی را هم در دست دارد، بدن زن، جنسیت و تمایلات جنسی اش از سوى دولت و جريانات اسلامى جنایی محسوب میشود و نفرت علیه زن توسط دولت تشویق و اعمال میشود.

زن ایده آل از نظر اسلام، فرمانبردار است، حجاب بسر دارد و این “مکان” خود در جامعه را پذیرفته است. بقیه ما تن فروشیم و اغلب به شیرینی باز شده تشبیه می شویم که مگس ها برای خوردنش دور آن جمع شده اند. ما منبع “فتنه” در جامعه هستیم و هر مصیبت و بلای طبیعی و فاجعه به گردن ما انداخته میشود. و البته عامل زوال خانواده و جامعه ما هستیم و مستحق مجازات، تا عزت و افتخار و ارزش های ملی و اسلامی حفظ گردد.

براى مثال، زنان معترض در میدان التحریر مصر را مورد آزمایش باکرگی قرار میدادند و خود آنها را مقصر تجاوز و آزار جنسی میدانستند. در تونس، اسلامی ها برای “تصحیح” رفتار زنان خشونت اعمال کردند. و در ایران، زنان بخاطر بی عفتی و عدم رعایت شئونات اسلامی مورد تعرض و بازداشت قرار میگیرند.

نفرت اسلام سياسى نسبت به تن زن و اصرار بر اینکه زنان باید پوشیده و پنهان باشند برهنگی را به یک شکل مهم مقاومت و اعتراض عمومی تبدیل میکند. اسلامی ها و جمهورى اسلامى میخواهند ما را از اجتماع حذف کنند. ما امتناع میکنیم.

یک زن عریان آنتی تز زن ایده آل محجبه  و فرمانبر است. هرچند اعتراض عریان تنها راه مقاومت در برابر اسلامی ها و حجاب نیست، اما یک شیوه بسیار مدرن، کارا و درخور مقابله با آنهاست. این شیوه اعتراض همچنین تبعیض علیه زنان و کل آن سیستمی را به چالش میکشد که بدن زن را به کالا تبدیل کرده است و آن را سکسواليزه sexualised)) کرده است.

مخالفان اعتراض عریان استدلال میکنند که این روش به کالاسازی بدن زن خدمت مى کند. اين مشکل از مخالفين است که برهنگی را با قباحت، پورنو گرافی، ابتذال و فساد يکى مى دانند. بدن زن را صرفا در خدمت لذت بصری مردانه میدانند و معترض برهنه را می بینند و نمی توانند ورای “ممه و باسن” او نظر کنند.

ایده اینکه بدن زن ننگین، شرم آور، نجس، ناهنجار و مبتذل است دقیقا در این نوع نگاه نازل به بدن زن جا میگیرد. شوک شدن و از کوره دررفتن در قبال برهنگی  بیشتر انعکاس این  احساس منفى به بدن زن است تا هرگونه پروبلماتیکی مربوط به اعتراض عریان.

در برهنگی بخودی خود هیچ چیز بدى نیست. اینکه بدن زن برای سود و یا کالا مورد استفاده قرار میگیرد بدن زن را قبیح نمی کند، همچنانکه شیر دادن مادر به بچه در ملاء عام را نیز  مبتذل نمی کند.

کالاسازی از بدن زن بر تصوری شیئیت یافته از زن مبتنی است که از واقعیت بدن و فکر و زندگی زنان به دور است و برای اعمال کنترل و انقیاد زن استفاده میشود. در حالیکه جمهورى اسلامی و اسلامى ها غالبا حاکمیت خود را درمانی برای “تنزل مقام زن” در جوامع غربی میدانند، تصور خودشان از زن نهایت شیئیت سازی از اوست. در واقع وقتی از سنین کودکی حجاب بر سر دختر بچه ها میکنند، دارند از همان کودکی تصویری سکسواليزه از او می دهند. (همین دیدگاه هم مردان را تجاوز گر و عاجز در مهار “شهوت” خود می بیند.)

واقعیت و صراحت بدن زن بعنوان یک شکل اعتراض، این تصور منفی (و شیئیت یافته) از  زنان را به چالش میکشد، آنرا واژگون میکند و محدودیت های چیزی را که ظاهرا اجتماعا پذیرفته شده است زیر سوال می برد. این اعتراض زیر و رو کننده است و وضع موجود را تهدید میکند.

این اعتراض از پورنوگرافی متفاوت است، چیزی که در خاورمیانه و شمال آفریقا رواج وسیع دارد. در واقع هرچه دخالت مذهب در دولت آشکار تر باشد جامعه مردسالارتر است و پورنوگرافی، آزارهای جنسی، دست درازی به زن و خشونت علیه زنان فراگیرتر و آشکارتر است.

براى همين است که برهنگی بعنوان اعتراض و خارج از محدوده های اجتماعا پذیرفته شده برای زن، یعنی یا تن فروش یا فرمانبردار، تا این درجه  خشم  برمی انگیزد.

همانطور که ثریا چمالی (نویسنده) میگوید: “وقتی زنان از سکسولايزه شدن سرباز میزنند و بدن خود را برای به چالش کشیدن منفعت های قدرتمندی استفاده میکنند که از کالا بودن زن سود میبرند. کلماتی که باید استفاده کنیم “هرزه” و “قبیح” نیست بلکه “تهدید کننده” و “ثبات برهم زننده” است. زنانی که برهنگی در ملاء عام را برای ابراز نظر اجتماعی، هنری و اعتراضی استفاده میکنند در ابعاد مختلف اسطوره شکن هستند: فعال، نه منفعل، قوی نه آسیب پذیر، با هم نه منزوی، عمومی نه خصوصی و معمولا خشمگین نه شهوت انگيز. آنچه جرم اخلاقی است زن ستیزی است، نه برهنگی.

اعتراض برهنه زن را در فضای عمومی قابل مشاهده میکند و اینکه چه کسی بر بدن زن کنترل دارد را بازتعریف میکند. این باز پس گیری ابزاریست که برای انقیاد استفاده میشود و پافشاری بر این است که بدنهای ما مال خودمان است، نه ملک دیگران، نه ناموس کسی، نه مایه شرم، آبروریزی ملی و غیره.

بازپس گیری برهنگی توسط زنان در جایی که بدن زن بعنوان یک سلاح در جنگ و یا در سرکوب مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفته، معنی خاصی دارد. در ایران، برای مثال، دختران باکره قبل از اعدام مورد تجاوز قرار میگرفتند تا از رفتن آنها به بهشت جلوگیری شود. “گروه مسلح اسلامی” در الجزیره  در دهه ۹۰ بعنوان بخشی از کمپین ارعاب خود دست به یک سلسه تجاوز عمومی  زد. در مقابل، از شبه قاره هند تا آفریقا، برهنگی در مواجهه با نیروهای مسلح و سرکوبگر مورد استفاده قرار گرفته است.

اعتراض عریان به غرب محدود نیست. برخی از مشهورترین نمونه های اعتراض عریان متعلق به جاهای دیگر است. آمينه السبوعى در تونس و عالیه ماجده المهدی در مصر نمونه های آشکاری اند. در چین، هواداران هنرمند مشهور “آی وی وی” در اعتراض به دولت که این هنرمند را بخاطر عکسهای برهنه خود و چند زن متهم به پورنوگرافی کرده بود، دست به اعتراض عریان زدند. صدها زن در دلتای نیجر در اعتراض به عدم اجرای یک قرارداد توسط شرکت نفتی شل با بالاتنه های عریان اعتراض کردند. سال گذشته در آرژانتین حدود هفت هزار زن که بعضی بالاتنه برهنه داشتند با خواست استقلال زنان به یک کلیسا هجوم بردند. ۱۴ سال پيش در سوازیلند (در آفریقا) زنان در اعتراض به اخراج از خانه هایشان توسط برادر پادشاه اعتراض “باسن های برهنه” برگزار کردند. در ماه مارس گذشته در “اوریسا” در هند تظاهراتی نیمه برهنه از سوی زنان در اعتراض به مناقشات ارضی حول ساختن یک کارخانه فولاد صورت گرفت… اعتراض برهنه در خیلی مناطق برای همه چیز، از مخالفت با جنگ تا حفظ محیط زیست، صورت گرفته است.

یک نتیجه مثبت ضمنی از شکل اعتراض عریان ایجاد نگرشی باز و ریلکس در برخورد به برهنگی است، ولی اعتراض عریان یک ابزار اعتراض سیاسی است که فراتر از موضوع برهنگی میرود. اعتراض عریان تبعیضاتی را به چالش میکشد که عوارض مهمی برای جنبه های دیگر زندگی زنان دارند که غالبا برای کنترل و انقیاد استفاده میشوند. کسانی که میگویند چیزهای مهمتری از اعتراض عریان در مبارزه برای عدالت وجود دارد این واقعیت مهم را نادیده میگیرند. اختیار زن بر بدن خود به معنی این است که او بعنوان یک انسان معین و واقعی و مجزا از مردانی شناخته میشود که “صاحب” او هستند. این به معنی آزادی های بیشتر برای اوست، از جمله آزادی در تحصیل به میل خود، اختیار داشتن شغلی که دوست دارد، دیدار دوستان و آشنایان هرزمان که بخواهد، مسافرت بدون کسب اجازه، تماس آزادانه با مردان، حق طلاق و سرپرستى بچه، ازدواج با هرکسی که خود انتخاب میکند، اختیار در انتخاب خداناباوری، سکس داشتن هر زمان که بخواهد، امتناع از سکس وقتی که نخواهد، همینطور حق دسترسی به غذا، پوشاک و بهداشت مستقل از اینکه زن چگونه توسط قیم مرد و یا جامعه قضاوت میشود. در جامعه ای که زنان تا حد بيشترى مالک بدن های خود هستند همه چیز، از حجاب تا ختنه زنان، سنگسار و قتل های ناموسی، غیر قابل اجرا میشود.

اعتراض عریان به مبارزه برای رهایی زن در یکی از مهمترین میدانهای این نبرد یاری میرساند: بدن او. در عین اینکه ستمکشی زن بطور بنیادی محصول اين سیستم اقتصادی و اجتماعی است که از کالا سازی و شیئت بخشیدن به زن و همچنین تقسیم کار جنسی در پروسه تولید نفع میبرد، در همانحال این ستمکشی محصول ارزش های مذهبی و سنن و باورهای مردسالارانه است. اعتراض عریان کل این وضع موجود را به چالش میکشد.

آنها که میگویند اعتراض عریان وظیفه کمونیست ها و چپ نیست، چیزی از نقش و مسئولت چپ نمی دانند. مبارزه طبقاتی تنها در کارخانه ها صورت نمی گیرد. کارگران همچنین شامل زنانی میشود با مشکلات بیشمار، که خیلی از آنها به کنترل و ستم بر بدنهای آنها مربوط است. نابرابری علیه زنان از همان سیستمی برمیخیزد که مسئول نابرابری علیه کارگران است.

اگر “آزادی زن معیار آزادی جامعه است”، پس چالش سیاسی توسط اعتراض عریان نیز یک امر مهم است. مخالفینی که استدلال میکنند اعتراض عریان جنبش آزادی زن را به عقب برمیگرداند، از جمله آن مدعیانی که خود را فعالین مترقی، چپ و مجرب حقوق زن مى دانند اعتراض برهنه زنان را معادل قباحت و آبروریزی قرار میدهند و نمی توانند اهمیت سیاسی، انقلابی، تابو شکنانه، آزادیبخش و تاثیرات عمیقا انسان سازانه آنرا ببینند.

هرچه برهنگی به ما نزدیک تر باشد ناهنجارتر میشود. برای خیلی از مصری ها عالیه ماجده المهدی کسی قلمداد شد که انقلاب مصر را شرمگین کرد. آمینه السبوعی به این متهم شد که جنبش رهایی زنان تونس را به عقب مى راند. من به این متهم شده ام که جنبش رهایی زن در ایران را به عقب بر میگردانم و فعالین حقوق زنان ایران را به مخاطره می اندازم. هیچ رژیم ارتجاعی محتاج بهانه برای سرکوب و انکار حقوق زنان نیست. این پوچ است که زن ستیزی رژیم اسلامی ایران را گردن آنهائی از ما بیندازیم که مقاومت میکنیم. من همچنین به این متهم شده ام که مایه شرمساری چپ  شده ام که ظاهرا با اتهامات گسترده تر “بی اخلاقی” روبرو خواهد شد که  ناشی از برهنگی من است.

هیچ چیز به اندازه برهنگی، زن ستیزان را از مخفیگاه هایشان بیرون نمی کشد.

این شرم دانستن برهنگی زنان به این معنی است که قواعد معمول تحلیل وقتی که موضوع تجزیه و تحلیل اعتراض سیاسی برهنگی باشد، دیگر صادق نیست. انقلاب اوکراین بخاطر اینکه “سفید” و یا “غربی” است مورد تخطئه  قرار نمی گیرد اما گروه فمن (هر نظری که راجع به آن داشته باشید) اغلب با همین الفاظ مورد تخطئه واقع میشود. شمار نسبتا کم معترضین عریان از جانب مخالفان برجسته میشود، حال آنکه آنچه مهم است نه تعداد به خودی خود بلکه اهمیت و تاثیر آنهاست. خیلی خواستها و اعتراضات تابو شکنانه توسط یک اقلیت، آوانگاردی که ابتدا راه را کوبیده، مطرح شده و سازمان یافته است. همینطور، در مخالفت با اعتراض عریان، منطقه جغرافیایی و نه سیاست مورد تاکید قرار گرفته است. مثلا بین اعتراض عریان عالیه  در مصر و اعتراض او در استکهلم و یا اعتراض ما در ۸ مارس در پاریس تمایزو تقابل قائل شده اند. عملیات اسلامی ها (درهرجا صورت بگیرد) یک تاثیر جهانی دارد، اعتراض عریان هم همینطور است مستقل از اینکه کجا صورت گرفته باشد. اعتراض عریان ما در پاریس در روز جهانی زن بحث های داغی بین ایرانیان از تهران تا لندن برانگیخته است و اسلامی ها در کلکته علیه انتشار عکس های اعتراض پاریس ما در یک روزنامه محلی آشوب براه انداختند.

اگر جنبش اشغال وال استریت میتواند از میدان التحریر فرم و محتوا بگیرد، چرا اعتراض عریان نتواند؟ در واقع پایه مادی اعتراضات، از جمله اعتراض عریان، مشابه است. آنهایی که قادر نیستند اهمیت اعتراض عریان در توجه دادن  به تبعیض ریشه دار علیه زنان را ببینند در وهله اول از دیدن این تبعیض ناتوانند.

حتی در اغلب کشورهای غربی زنان هنوز نمی توانند با بالای تنه عریان، آنطور که مردان میتوانند، در کنار دریا و یا پارکها ظاهر شوند. شیر پستان دادن به بچه در خیلی اماکن عمومی یک تابو محسوب میشود. فیسبوک اجازه نمی دهد نوک سینه زن دیده شود. اوائل امسال فیسبوک صفحه یک موزه فرانسوی را بخاطر انتشار چنین تصویری موقتا تعطیل کرد. تازگی یک سیاستمدار فرانسوی فراخوان به سانسور یک کتاب بچه ها با عنوان “بیایید لخت بشیم” داد که نشان میدهد مردم از همه رقم لباس هایشان را در می آورند با این هدف که ترس های بچه از بدن خودش مرتفع شود. در تظاهرات عریان ۸ مارس با آمينه و عالیه، تعداد زیادی پلیس آوردند که ما را دستگیر کنند و ما را محاصره کردند. در محل بازداشتگاه پلیس همه مشخصات خصوصی ما  و همچنین  شعارهایی که در دست داشتیم و یا روی بدنمان نوشته بودیم، شعارهایی که فریاد زدیم و پرچم هائی که حمل میکردیم را بدقت یادداشت کردند… ما را چند ساعت نگه داشتند و بخاطر تلف کردن وقت پلیس مورد سرزنش قرار دادند. همه اين اهميت جهانشمولى اعتراض عریان را نشان مى دهد.

مخالفینی که به برپایی اعتراض عریان در غرب ایراد میگیرند، خطر واقعی ای که در جاهایی مثل مصر و تونس وجود دارد را نادیده میگیرند. عالیه و آمينه بهمین خاطر مجبور شدند کشورشان را ترک کنند.

به من انتقاد کرده اند که اگر جرئت داری اعتراض ۸ مارس پاریس را در ایران برگزار کن. اگر میتوانستم آنرا در میدان آزادی تهران برگزار میکردم و مثل اعتراض پاریس آن “الله” را از پرچم  جمهورى اسلامى ایران می بريدم و آلت تناسلی ام را جایش میگذاشتم (بقول یکی “پوسی رایت” از نوع ایرانیPussy Riot Iranian Style ). اما این مجازاتش مرگ است. این نوع انتقاد مثل این است  که به مخالفان سیاسی تبعیدی بگویند که یا سکوت کن یا  برو مملکت خودت اعتراض کن، حتی اگر معنی اش مرگ است. این انتقاد اختناقی را که خیلی از ما از آن گریخته ایم و خطر واقعی ای که در هر نوع اعتراض علیه اسلام و اسلام سياسى نهفته است را نادیده میگیرد، خصوصا اگر اعتراض عریان باشد، حتی اگر خارج از خاورمیانه و شمال آفریقا صورت بگیرد.

در ضمن مخالفين اعتراض عریان آنرا “اهانت آمیز” و “ناهنجاری فرهنگی” خوانده اند، اما هر آنچه که تابوها را میشکند و خواهان تغییرات بنیادی است تعصبات موجود را مورد تعرض قرار میدهد و نسبت به زمانه خویش ناهنجار بنظر خواهد رسید.

با اینهمه اینطور نیست که همه احساس اهانت کرده اند. در حالیکه بسیاری اعتراض عریان را محکوم کرده اند، در عوض خیلی ها هستند که با حرارت از آن حمایت میکنند. هیچ فرهنگ و جامعه ای یکدست نیست. آنهایی که اعتراض عریان را “غریبه” و “ناهنجاری فرهنگی” قلمداد میکنند تنها حساسیت ها و ارزش های اسلامی ها را در نظر میگیرند، نه عقايد و احساسات آنهایی را که در مقابل آن ایستاده اند. همانطور که مخالفان اعتراض عریان و موافقین حجاب در غرب وجود دارند، در شرق هم مدافعان اعتراض عریان و مخالفان حجاب وجود دارند. در واقع بیشتر مورد دوم صادق است، چرا که مخالفت وسیع علیه اسلام سياسى و علیه  زن ستیزی مذهبی  بیشتر از جانب کسانی می آید که تحت آن زندگی کرده اند، از آن جان سالم بدر برده و در برابرش مقاومت کرده اند.

فراخوان برای زنان آزاد، برابر و مستقل در همانحال فراخوانی برای ایران، خاورمیانه و شمال آفریقای آزاد است. هیچ جامعه ای نمی تواند بدون آزادی زنان آزاد شود.

وقتی زن بودن یک جرم است، اعتراض عریان یک چالش سیاسی مهم علنی است. این اعتراض رسا و شفاف اعلام میکند: “دیگر بس است! من برهنه خواهم شد، من اعتراض خواهم کرد و شما را تا اعماق وجودتان به چالش خواهم کشید!”

(اصل این مقاله به انگلیسی نوشته شده و اینجا به فارسی برگردانده شده است. ممنون از مصطفى صابر و بهرام سروش براى ترجمه و اديت آن به زبان فارسى.)

I’ll be in Poland at Atheist Congress this weekend

I will be speaking at the first Atheist Days in Warsaw, Poland on 28-29 March. The event starts on Friday (28.03) with an evening of atheist movies. On 29.03, there will be a march of atheists followed by the historical reconstruction of the execution of the nobleman Lyszczynski, the author of the treaty “On non existentia dei” accused of atheism 325 years ago. This will be followed by the Atheist Congress and Dinner. I will be speaking on a panel on religion and women’s discrimination at the congress. My talk will be on the importance of nude protest in the fight against Islamism.You can see the programme in Polish here.

The Law Society must withdraw its guidance on Sharia-succession rules

We, the undersigned, are appalled to learn that the Law Society, the representative body for solicitors in England and Wales, has issued Sharia-related guidance on wills, succession and inheritance.

The guidance says:

“Certain principles of Sharia are different to English succession laws. For example, it is not possible to inherit under Sharia rules via a deceased relative. No distinction is made between children of different marriages, but illegitimate and adopted children are not Sharia heirs.

“The male heirs in most cases receive double the amount inherited by a female heir of the same class. Non-Muslims may not inherit at all, and only Muslim marriages are recognised. Similarly, a divorced spouse is no longer a Sharia heir, as the entitlement depends on a valid Muslim marriage existing at the date of death”.

Whilst not binding, the guidance legitimises rules which are highly contested by many Muslims themselves and which discriminates against Muslim women, non-Muslims, and ‘illegitimate’ and adopted children. The guidance seriously undermines the Equality Act, citizenship rights and one law for all.

Since individuals are already free to dispense of their estate as they see fit (as long as they provide for their dependants) such guidance unwittingly aids and abets Islamist attempts at subverting democratic laws and principles with a de facto parallel legal system where minority women and children have increasingly fewer rights than other citizens.

This scandalous guidance is similar to that which Universities UK published endorsing gender segregation at universities in Britain. UUK was promptly forced to withdraw its guidance after widespread condemnation.

We call on the Law Society to immediately and unequivocally withdraw its guidance.

Ahlam Akram, Founder and Director of Basira for Universal Women Rights
Ahmed Idris, Member of Lawyers’ Secular Society
Ali al-Razi, Ex-Muslims Forum Administrator
Aliaa Magda Elmahdy, Egyptian Activist
Amina Sboui, Tunisian Activist
Behzad Varpushty, Activist
Caroline Fourest, Journalist
Charlie Klendjian, Secretary of Lawyers’ Secular Society
Chris Moos, Secretary of LSESU Atheist, Secularist and Humanist Society
Christopher Roche, Chair of Bath Atheists, Humanists and Secularists
Elham Manea, Author
Fariborz Pooya, Founder of Iranian Secular Society
Farzana Hassan, Former Director of Muslim Canadian Congress and Writer
Fatou Sow, Senegalese Sociologist
Gita Sahgal, Director of Centre for Secular Space
Harold Kroto, Nobel Prize Winner
Ibrahim Abdullah, Muslimish
Imad Iddine Habib, Founder and Spokesperson of Council of Ex-Muslims of Morocco
Jackie Jones, Professor of Feminist Legal Studies, Chair of Wales Assembly of Women and President of European Women Lawyers Association
James Bloodworth, Editor of Left Foot Forward
Julie Bindel, Writer
Kate Smurthwaite, Comedian and Activist
Kiran Opal, Writer and Human Rights Activist
Lalia Ducos, Head of Women’s Initiative for Citizenship and Universal Rights
Lawrence M. Krauss, Physicist and Author
Lisa-Marie Taylor and Julian Norman, Co-Chairs of Feminism in London
Marieme Helie Lucas, Founder of Secularism is a Woman’s Issue
Maryam Namazie, Spokesperson of One Law for All and Fitnah
Mersedeh Ghaedi, London Spokesperson of Iran Tribunal
Mina Ahadi, Coordinator of the International Committee against Stoning and Execution
Nadia El-Fani, Filmmaker
Nahla Mahmoud, Spokesperson of the Council of Ex-Muslims of Britain
Nazanin Afshin-Jam, President and co Founder of Stop Child Executions
Nina Sankari, President of the European Feminist Initiative in Poland
Omar Kuddus, LGBTI / Human Rights Advocate and Director of GayAsylumUK
Pat Black, Immediate Past President of Soroptimist International GBI
Patty Debonitas, Spokesperson of Iran Solidarity
Peter Tatchell, Director of the Peter Tatchell Foundation
Pragna Patel, Director of Southall Black Sisters
Raheel Raza, President of Council of Muslims Facing Tomorrow
Reza Moradi, Political Activist
Richard Dawkins, Scientist
Rouhi Shafii, Executive Director of International Coalition Against Violence in Iran
Safia Lebdi, Conseillère Régionale EELV and présidente des Insoumises
Salil Tripathi, Writer
Sarah Haider, Co-Founder of Ex-Muslims of North America
Shelley Segal, Singer and Songwriter
Soad Baba Aissa, Head of Association pour la mixité, l’égalité et la laicité en Algérie
Sohaila Sharifi, Women’s Rights Activist
Soraya Chemaly, Writer and Activist
Sue Cox, Co-Founder Survivors Voice Europe
Syed Raza, Director of Forum for Learning
Tarek Fatah, Founder of Muslim Canadian Congress
Taslima Nasrin, Writer
Yasmin Rehman, Women’s Rights Campaigner

To support the campaign calling for the Law Society’s withdrawal of its discriminatory guidelines, please sign the Lawyers’ Secular Society’s petition.

There will be a symbolic protest action on Monday 28 April at 5pm. More details to follow.

For more information, contact:
Gita Sahgal, Centre for Secular Space, gita@centreforsecularspace.org, http://www.centreforsecularspace.org/
Maryam Namazie, One Law for All, onelawforall@gmail.com, www.onelawforall.org.uk, 07719166731
Pragna Patel, Southall Black Sisters, pragna@southallblacksisters.co.uk, http://www.southallblacksisters.org.uk/, 07985399740 [Read more...]

Who speaks for British Muslims

A few days ago, BBC Newsnight showed a programme by Maajid Nawaz entitled “Who speaks for British Muslims” (you can see it below). Over the past few days, there’s been a huge uproar about how he could have dared to include me – an ex-Muslim – as a “minority voice”.

In the programme I explained why I define myself as an ex-Muslim. It is not enough for me to call myself an atheist when I receive death threats for leaving Islam. Calling myself ex-Muslim is a public challenge to Islam, Islamism and its death penalty for apostates. Until people are free to come and go as they please and without fear, there is a political necessity to label myself in this way.

The point of the programme though is not that I represent the “Muslim community” but that regressive self-appointed imams and Islamist organisations do not necessarily do so. This is an important point that is often ignored in the media and by Government.

There is no homogeneous “Muslim community”. The “community” includes feminists, gay rights activists and those deemed apostates. Muslim does not equate Islamist; Muslim does not equate support for stonings, amputations, gender segregation and women’s inequality.

After all, people’s ethnicity, religion, gender, race, class, ability, sexuality, identity… do not define them; it is their politics and choices that do. Subsequently, Islamists can represent some non-Muslims like Ken Livingstone and George Galloway. And I can represent and have the support of some Muslims.

I always find it funny how people like me have always been readily included in statistics to show the vast numbers in the ‘Muslim world’. Islamists will even say that converts are actually reverts – that is until of course we dissent. Then people like me no longer have the right to speak on such matters.

But I have just as much a stake in this debate as anyone else – Muslim or not – because to a large extent my life depends on it. As Islamists tell me all the time, no one is allowed to leave Islam and doing so especially publicly goes beyond the matter of apostasy to a matter of treason. This is they say is deserving of capital punishment in all countries.

Identity politics has so shrunk the space for debate that it automatically excludes those who do not fit within the prescribed identity or “community”. You must be “Muslim” to speak about Islam and the most regressive Islamist at that.

But I am not asking for anyone’s permission to speak. I will speak and the Islamists and their apologists will just have to get used to that.

Diversity Awards

Several people have nominated me for the National Diversity Awards as a positive role model. Thank you! Though I have a sneaky feeling that I am not the type of diversity they are looking for. Diversity is lovely, don’t get me wrong, but usually from the multicultural and culturally relativist point of view, diversity often applies to “authentic” representatives of ghettoised and homogeneous communities that shun dissent and free thought and defend everything from the veil to Sharia courts.

I wonder what the judges will make of me?

Here’s more information on it.

Iran: Save Rayhaneh Jabbari from execution by hanging

Reyhaneh Jabbari - photo from rowzaneReyhaneh Jabbari is now 26 years old and has been in Tehran’s dreaded Evin prison since 2007.

In July 2007 she was alone inside a coffee shop and was speaking on her phone about architecture and design. Morteza, a physician and a former employee of the feared Iranian Intelligence Services, overheard the conversation, approached her and asked for her expertise in order to renovate his office. The afternoon of 7th of July 2007, Morteza made an appointment with Reyhaneh for business purposes.

Reportedly, Morteza stopped his car at a pharmacy on the way to the appointment. It was later discovered he bought condoms. Then they went into the apartment and Morteza closed the door. Morteza approached her and demanded to have sex with her; he had already made some drinks for her. Forensics analysis found that the drink he intended to serve to Rayhaneh contained sleeping aids and sedatives. Reyhaneh did not allow him to rape her, therefore he asked her several times to have sex with him but Reyhaneh resisted. During this time she felt threatened and scared.

Fearing imminent rape, she took a knife out of her bag and stabbed Morteza at the back of his right shoulder. Morteza died due to heavy bleeding.

An interrogator went to the apartment and made a report. At that time Reyhaneh clearly stated to the investigator that she was innocent, that she had met Morteza a week earlier, and that said she killed him only in self defence.

“The evening I was there, I knew that he wanted to rape me, so because of self defence I stabbed him and escaped,” she said.

Reyhaneh explained that she had to defend herself: “Two and half months before the crime, I saw the doctor and his friend, at that time my phone was ringing, so I picked up the phone and was speaking to one of my friends about the decoration, and design, and the doctor’s friend realized that I was an interior designer.”

She added: “Morteza’s friends came closer and got my contact number to ask help to design a private health centre. After a couple of days, the doctor’s friend’s calls started and thereafter Morteza himself called and invited me to visit the flat, which was supposed to be converted to private health centre. The time was 6:15 that evening when I reached there, and I found Morteza looking suspicious. I was so worried and anxious so, I decided to take out the knife and I stabbed his right shoulder. Believe me, I just wanted to be safe, that is why I did it, because I had no other choice. The same day, Reyhaneh was sentenced, and the decision was confirmed by the Supreme Court.

Now, any moment it is possible for her to be hanged. Fitnah calls on groups and individuals to step forward and stop her execution.

In Iran men and women, including some minors, face execution everyday for some 131 offenses punishable by death under the Islamic Republic of Iran. Some of these crimes include adultery, theft, homosexuality, drug possession and political dissidence. Iran hangs more people per capita than any other country in the world, Since President Rouhani’s election; there has been a sharp increase in executions. Trials in Iran fall short of International standards and the majority of those hanged did not even have access to a lawyer, jury, or even evidence.

To sign the petition supporting Rayhaneh, click here.

I will be nude, I will protest, and I will challenge you to your core!

8march

8 March Nude Protest in Paris. Photo of Amina Sboui, Maryam Namazie and Aliaa Magda Elmahdy

All religions have a disturbing view of the female and her body. Islam is no different.  Given that Islamism – a regressive political movement with state power and political influence in many places – is using Islam as its banner, however, women’s sexuality and bodies are policed and criminalised and misogyny is encouraged and imposed by the state.

In Iran, under Sharia law, for example, a woman’s testimony is worth half that of a man’s, she can’t travel without the permission of her “male guardian”, and there’s segregation based on gender. Certain fields of study and work are closed to women; girls from puberty onwards can be “married”; veiling is compulsory and women who transgress these norms can face imprisonment, flogging, and even stoning to death.

The idealised woman is obedient, properly veiled, submissive, and accepting of her assigned “place” in society. The rest of us are whores, often compared to unwrapped sweets – covered in flies and free for the taking. We are the source of fitnah in society and blamed for every calamity and natural disaster, as well as the disintegration of the family and society, and deserving of punishment in order to maintain national and Islamic values, pride and honour.

You don’t have to look far for evidence of this. Women protesters in Tahrir Square were given virginity tests and routinely blamed for the rape and sexual assault they faced. In Tunisia, Islamists use violence to “correct” the behaviour of women. And in Iran, women are routinely arrested or harassed for acts against chastity and morality.

Islamism’s obsession with women’s bodies and its insistence that women be veiled and hidden from view means that nudity becomes an important form of public resistance. Islamists want us bound in body bags, not seen and not heard. We refuse to comply.

A nude woman is the antithesis of the idealised veiled and submissive woman. Whilst nude protest is not the only way to resist Islamism and the veil, it is a very modern, practical and appropriate way of doing so. It also challenges discrimination against women and a system which profits from the commodification and sexualisation of women’s bodies.

Detractors argue that nude protests play into the hands of sexists by further commodifying the female body. Their erroneous conflation of nudity and obscenity, pornography, vulgarity, and immorality buys into the attitude that female bodies serve only as titillation for the male gaze. They see a nude protestor and cannot see beyond her “tits and ass”.

The idea that the female body is shameful, dishonourable, gross and crude fits within this debased view of women’s bodies. The shocked outrage at nudity reflects the discomfort with the female body rather than any problematic related to nude protest.

There is nothing wrong with nudity in and of itself. That the female body is used for profit, sexualised and commodified does not make the female body obscene just as it does not make breastfeeding in public vulgar.

Commodification relies on an objectified image that is separate from the reality of women’s bodies, minds and lives and which is used to regulate, control and suppress. Whilst Islamists often portray their rule as a prescription for the debasement of women in western societies, their image of women is the ultimate in objectification.  In fact from early on, girls are over-sexualised with the imposition of child veiling. (This viewpoint also sees men as rapists unable to control their urges.)

The actuality and frankness of women’s bodies as a form of protest challenges this negative image of females, turns it on its head and undermines the limits of what is deemed socially acceptable. It’s subversive and threatens the status quo.

This is different from pornography which is widespread in the Middle East and North Africa. In fact, the more overtly religion and the state intertwine, the more chauvinistic the society and the more pervasive and blatant are pornography, sexual assaults, harassment and violence against women.

It’s nudity as protest and outside these socially accepted limits of the woman as either whore or submissive that so enrages.

As Soraya Chemaly writes: “when women refuse to sexualise themselves and use their bodies to challenge powerful interests that profit from that sexualisation, the words we should use aren’t ‘lewd’ and ‘obscene’; they’re ‘threatening’ and ‘destabilizing’. Women who use public nudity for social commentary, art and protest are myth-busting along many dimensions: active, not passive; strong not vulnerable; together, not isolated; public, not private; and, usually, angry, not alluring.  The morality offense is misogyny, not nudity”.

Nude protest makes women visible in the public space and redefines who controls the female body. It’s the reclamation of a tool used for suppression and an insistence that our bodies are our own, not “owned” by anyone, nor the source of honour, shame, national embarrassment…

Reclaiming nudity by women has special meaning under circumstances where women’s bodies have been abused or raped as weapons of war or repression. In Iran, for example, young virgins were raped before execution to prevent them from going to heaven. The Armed Islamic Group (GIA) carried out mass rapes in the 1990s in Algeria as part of its terror campaign. In response, nudity has been used to confront armed and repressive forces from the Indian subcontinent to Africa.

Nude protest is not confined to the west. Some of the most famous examples of nude protest are from elsewhere. Aliaa Magda Elmahdy in Egypt and Amina Sboui in Tunisia are cases in point. In China, supporters of Ai Weiwei have been posing naked after the Chinese government accused the artist of pornography for a series of nude photos. Hundreds of women in Niger Delta staged a topless protest against non-implementation of an existing agreement by Shell. Late last year in Argentina, an estimated 7,000 women, some of whom were topless, stormed a cathedral demanding women’s autonomy. A “bare buttocks” women’s protest took place in Swaziland in 2000 to oppose evictions by the king’s brother. In March last year, a women’s group in Orissa, India staged a semi-nude protest against land acquisition for a proposed steel plant… There have been nude protests in many places for everything from opposition to war to a defence of the environment.

An incidental positive outcome of this form of protest is a more open and relaxed attitude towards nudity but nude protest is a means of political protest that goes beyond the issue of nudity. Nude protest challenges discrimination with important implications for other aspects of women’s lives – much of which have to do with control and suppression. Those who say that there are more important fights for justice other than nudity miss this important fact. A woman’s control over her own body translates into her being considered a real and distinct human being separate from the men who “own” her. This translates into more freedoms such as the freedom to study what she wants, work where she wants, visit friends and family when she wants, travel without permission, mix freely with members of the opposite sex, have the right to divorce and child custody, marry whom she wants, choose to be an atheist if she wants, have sex when she wants, and refuse sex when she wants, as well as to have the right to food, clothing and healthcare irrespective of how she is perceived by her male guardian or the society.  In a society where women have ownership of their own bodies, everything from veiling to Female Genital Mutilation, stonings and honour killings become impermissible.

Nude protest aids in the fight for women’s liberation in one of the key battlefields – her body. Whilst women’s oppression is fundamentally a product of the economic and social system, which benefits from the commodification and objectification of women as well as sexual division in the production process, it is also the product of religious values and chauvinistic traditions and beliefs. Nude protest challenges the status quo.

Those who say nude protest is not the task of Communists and the Left have no clue about the role and responsibility of the Left. Class struggle does not take place in factories alone. Workers also include women with a myriad of problems many related to the control and suppression of their bodies. Women’s inequality springs from the same system that is responsible for workers’ inequality.

If the measure of a society’s freedom is based on women’s freedom, then nudity’s political challenge is an important one. Detractors who argue that nude protest pushes the women’s liberation movement backwards, including those who consider themselves progressive, Left and “veteran” women’s rights campaigners, equate women’s nudity with obscenity and indignity and cannot see its political, revolutionary, taboo-breaking, liberating and deeply humanising effects.

And the closer the nudity, the more uncomfortable. For many Egyptians, Aliaa Magda Elmahdy was said to embarrass the Egyptian revolution. Amina Sboui was blamed for pushing back the Tunisian women’s liberation movement. I have been accused of pushing back the women’s liberation movement in Iran and putting women’s rights campaigners in Iran at risk. No repressive regime needs excuses to suppress and deny the rights of women. It is absurd to blame the Islamic regime of Iran’s misogyny on those of us who resist. I have also been accused of embarrassing the Left which will apparently face further accusations of “immorality” as a result of my nudity.

Nothing brings out the misogynists from their hiding places like nudity.

This discomfort means that the same rules don’t apply when it comes to an analysis of nude political protest. The Ukrainian revolution is not denigrated for being “white” and “western” but FEMEN (whatever your opinion on the group) is often referred to in this way.  The relatively small numbers of nude protestors are highlighted when what matters are not numbers per se but significance and effect. Many taboo-breaking protests and demands were raised and organised by a minority, an avant-garde who first led the way. Also, geographical location not politics is stressed when it comes to nude protest. Distinctions are made, for example, between Aliaa’s nude protest in Egypt versus her actions in Stockholm and our 8 March nude protest in Paris. The actions of Islamists have a global impact and so does nude protest irrespective of where it takes place. Our nude protest on 8 March in Paris has been hotly debated amongst Iranians from Tehran to London and Islamists have rioted in Kalkata when photos of our protest were published in a local paper.

If Occupy Wall Street can take the form and content of Tahrir Square, why not nude protest? In fact, the material bases of the protests, including nudity, are similar. Those who fail to see the importance of nude protests addressing deep-rooted discrimination against women don’t see the deep-seated discrimination in the first place.

Even in a majority of western countries, women still cannot appear topless in beaches or parks as can men. Breastfeeding in many public places is considered taboo. Facebook doesn’t allow nipples to be seen. Earlier this year, Facebook temporarily shut down a French museum’s page after it uploaded one such image. Recently, a French politician called for censoring a children’s book “Everybody Get Naked” , which shows people from all walks of life taking off their clothes in an aim to calm children’s fears about their own bodies. At our 8 march nude protest with Amina Sboui and Aliaa Magda Elmahdy we were kettled in, with a large number of police brought to arrest us. We were shouted at, grabbed, and arrested. At the station, the police wrote down all our personal details as well as the slogans we had on our bodies, what we chanted, and what flags we carried… We were held for several hours and chastised for wasting police time. This gives nude protest universal significance.

Detractors who criticise nude protests taking place in the west ignore the real risks involved for those who do it in places like Egypt or Tunisia. Aliaa Magda Elmahdy and Amina Sboui were forced to leave their countries because of it.

Critics have dared me to hold my 8 March Paris protest in Iran. If I could, I would do it in Tehran’s Azadi Square – and like in Paris cut out the “Allah” from the Islamic regime of Iran’s flag and put my vulva in its place (pussy riot, Iranian style according to one) but that would mean a death sentence. This type of criticism is akin to telling exiled political opponents that they must either remain silent or dissent in their countries of origin even if means death. It ignores the repression that many of us have fled from and the real risks involved with any form of protest against Islamism, especially nude protest, even when it is done outside of the Middle East and North Africa.

Opponents have called our nude protest “offensive” and “culturally inappropriate” but anything that breaks taboos and demands fundamental change will offend existing sensibilities and will be deemed inappropriate for its time.

Even so, not everyone is offended. Whilst there are many who condemn it, there are also many who vehemently support it. No culture or society is homogeneous. Those who consider nude protest as “foreign” and “culturally inappropriate” are only considering Islamism’s sensibilities and values, not that of the many who resist. In the same way that there are opponents of nude protest and supporters of the veil in the west, there are also supporters of nude protest and opponents of the veil in the east. In fact more so because there is no greater opposition against Islamism and religious misogyny than from those who have lived under, survived and resisted it.

The call for free, equal and autonomous women is also a call for a free Iran, Middle East and North Africa. No society can be free without women being free.

When it is a crime to be a woman, nude protest is an important public political challenge. It says loud and clear: “Enough! No More”! “I will be nude, I will protest, and I will challenge you to your very core!

The above is being published in the March 2014 issue of Fitnah’s Unveiled.

Happy Nowrooz!

Happy Nowrooz all! Here’s our Haft Seen table. looks a bit sad!

nowrooz

There is a lot to be grateful in the New Year, including family, friends and loved ones and the fact that we have one life to live and need to make the best of it and do our utmost to leave this world in a better state than we found it.

The best “Eidi” for me this year was news that Iran stoning case Sakineh Mohammadi Ashtiani has been released on leave. Her case was highlighted by the International Committee against Stoning and Execution and gained international prominence after her son wrote an open letter asking for support as his mother was at risk of imminent stoning to death. Today she is a free woman…

Here’s a photo of a protest we did on her behalf where we symbolically locked hands and surrounded a woman facing death by stoning.

sakinehprotest

 Despite the wonderful victories and the happiness that comes with a new year, let’s not forget the people of Iran and people elsewhere languishing under Islamic rule, dictatorship and poverty and inequality. As the wonderful Shahin Najafi says:

Amoo Norooz! Don’t come here … this house is in mourning!
Father is still in debt for last year’s New Year’s Eve
Mother’s eyes are as red as Haft-Seen’s goldfish,
They got wet so much, they’re losing sight bit by bit
Brother is lost behind oblivion syringes
Sister’s body is torn apart like petals in the bazar…

In this dark house no one is waiting for you,
As long as bread and happiness is not amongst your backpack

Amoo Norooz! Don’t come here … Amoo Norooz! Don’t come here!

Amoo Norooz! Don’t come here, spring has gone from our memory
On the tablecloth there is no Haft-Seen, no bread, no oil money
Amoo Norooz! In this house it’s winter all year round.
Flowers and nightingales are just fictions, It’s only the owl singing…
Someone has robbed spring and feast’s joy from here
Someone has sprinkled mourning ashes on our calendar.

Amoo Norooz! Don’t come here! … Amoo Norooz! …

 

 

در دفاع از برهنگى

8 marchamina

503055185_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VFHE_2-0915279534_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VFGA_2-01141388535_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VERR_2-0amina-policesafiaphoto4photo5

 جديد

مصاحبه ديروز من با فرانسه ۲۴

******

دوستان زيادى دلايل اعتراض برهنگى ام را از من پرسيدند. بزودى توضيحات بيشترى خواهم داد (اما امشب کلوب کمدى کافر را دارم سازمان مى  دهم و پس فردا پرواز مى کنم به آمريکا براى سخنرانى در دانشگاه ميزورى) اما براى الان خوب است چند مطلب قديمى به زبان فارسى روى اين موضوع را برايتان معرفى کنم.

اولى مصاحبه اى است با “ناو لبنان” در مورد تقويم انقلابيون برهنه اى است که در دفاع از علیاء ماجده المهدی تهيه کردم که در انترناسيونال مارس ۲۰۱۲ چاپ شد.

دومين توضيح روز آمينه در دفاع از فعال برهنگى تونسى است که فراخوان داده بودم که

 

در ۲۰۱۳ در نشريه سازمان جوانان کمونيست چاپ شد.

تقويم انقلابیون برهنه

گفتگوی مجله  NOW LEBANONبا مریم نمازی

در ادامه کار اکتیویسیت مصری،  علیا المهدی و تصمیم شجاعانه اش در گذاشتن عکس تمام برهنه خود در بلاگش در ماه نوامبر، مریم نمازی، فعال متولد ایران، ۴۵ ساله، این ماه تصمیم گرفت که اعتراض اجتماعی خودش در دفاع از حقوق زنان را  در شکل مورد نظرش را اعلام کند: انتشار یک تقویم کامل از زنان تمام برهنه.

خانواده مریم نمازی ایران را در سال ۱۹۸۰ ترک کردند. این فعال سیاسی بدلیل فعالیتهای ضد رژیمی اش نتوانسته است از آن به بعد به ایران برگردد. نمازی که اکنون در لندن زندگی میکند، برای حقوق زنان، سکولاریسم و آزادی بیان تلاش میکند.

مجله “لبنان حالا”  با این اکتیویسیت از طریق ای میل تماس گرفت و در باره تصمیم او برای انتشار این تقویم که در شروع این ماه در سایتها منتشر شد با ایشان گفتگو کرد.

سئوال: شما چگونه به ایده تقویم انقلابیون برهنه رسیدید؟

مریم نمازی: میخواستم کاری در حمایت از علیا ماجد المهدی و فریادش علیه ضدیت با زن انجام دهم. به نظرم اقدام او شجاعت زیادی لازم داشت و این حرکت با توجه به تعرض ضد انقلاب متشکل از اسلامیها و ارتش علیه حقوق زنان و آزادی بیان در مصر، از لحاظ سیاسی مهم بود. گروهی از زنان را به خاطر آوردم که برای رسیدن به هدفشان به صورت برهنه ظاهر شده بودند و به عنوان “دختران تقویم” مشهور شده بودند. از اینجا به این فکر افتادم که به جای انجام یک حمایت فردی، انتشار یک تقویم روش خوبی برای سازمان دادن حمایت از او خواهد بود. البته زمانیکه من این ایده را در بلاگم اعلام کردم به این فکر نکرده بودم که پیدا کردن زنان ومردانی که این کار را انجام دهند چقدر مشکل خواهد بود و همچنین برای خود من چقدر سخت خواهد بود که با عکس برهنه ام ظاهر شوم.

واکنشها تاکنون چه گونه بوده اند؟

مریم نمازی: تلاش میکنم خیلی از واکنشهای منفی را نخوانم چرا که میتوانند حقیقتا بسیار زننده باشند. هیچ چیز دیگری به اندازه برهنگی نمیتواند ضدیت با زن را به سطح بیاورد. با این وجود، صادقانه باید بگویم که از وسعت حمایتهای دلگرم کننده بسیار شگفت زده شده ام. امیدوارم علیا هم مثل من از واکنشهای مثبت خوشحال شده باشد.

با انتشار این تقویم میخواهید چه پیامی بدهید؟

قبل از هرچیز و مهمتر از هر چیز، میخواستم بگویم که حمایت از زنان شجاعی مثل علیا مهم است. میخواستم اطمینان بدهم که علیا احساس تنهایی نکند چون واقعا تنها نیست. او حمایتهای زیادی دارد و من میخواستم کاری کنم این حمایتها آشکار شود. البته، برهنگی تنها راه حمایت از علیا نیست، اما برهنگی پاسخی مهم و ضروری در این رابطه بود، به ویژه به این خاطر که معلوم بود چگونه برهنگی خشم برانگیز خواهد بود.

من همچنین میخواستم اعلام کنم که هیچ چیز بدی در برهنگی نیست. مسئله کالا شدگی و شئ شدگی بدن زنان است و نه  برهنگی در خود. برهنگی، آنچنانکه علیا به تصویر کشید و یا در تقویم به تصویر کشیده شده است، عمیقا انسانی است.

جالبترین نکته این است که مخالفت با تقویم فقط از طرف اسلامیها و شوینیستها نیست که فکر میکنند بدن زنان موهن است و برهنگی تجاوز به “شرف” ملی و “عفت” و “اخلاق” جامعه است. در میان کمپینرهای سابق حقوق زنان هم، تقویم و برهنگی با تصاویر برهنه زنان در تبلویدها مقایسه میشد. طنز این است که اسلامیها اغلب  سیاستهای شرم آور خود را به مثابه نسخه ای در مقابل تحقیر زنان در جوامع غربی تصویر میکنند، اما تصویر تحقیر آمیز خودشان در باره بدن زن بسیار شرم آورتر از آن چیزی است که ادعای مخالفت با آن را دارند. تصویر مخالفین تقویم (علیرغم تناقض ظاهریشان) همه ریشه در تصویر مذهبی و پورنوگرافیک از بدن زنان به مثابه یک چیز شرم آور  دارد.

کنتراست جالبی است: استفاده از برهنگی زن به مثابه پیامی علیه سرکوب. میتوانید کمی در این باره صحبت کنید؟

زمانیکه با یک جنبش اسلامی مواجه هستید که زن را نصف مرد اعلام میکند و میخواهد زنان در اسارت باشند، خفه شوند، در حجاب پیچیده شوند و جدا باشند؛ آنگاه برهنگی یک شکل مهمی از مقاومت و اعتراض و همبستگی میشود. برهنگی آنتی تز حجاب است. برهنگی یک روش مدرن برای مصاف با اسلامیسم و حجاب است. اسلامیستها میخواهند ما خود را بپوشانیم، پنهان کنیم، دیده نشویم و شنیده نشویم؛ ما هم تن نمیدهیم.

در خیلی جاها ۔ از ایران، افغانستان، عربستان سعودی، پاکستان و عراق تا حتی مراکز قدرت اسلامیها در انگلستان و غرب، بیحجابی و یا حجاب نامناسب برای زن یک جرم است. در چنین شرایطی، برهنگی یک روش مهمی است که از طریق آن را اعلام کنیم: “بس است! دیگر نه!”

آیا پیدا کردن زنانی که بخواهند برهنه ظاهر شوند سخت بود؟

مریم نمازی: پیدا کردن زنان برای تقویم سخت بود؛ خیلی از آنها که توافق کرده بودند بعدا به دلایل متنوعی عقب کشیدند، دلایلی از قبیل اینکه نمیتوانند در شکل کاملا برهنه هماهنگ با تصویر اصلی علیا ظاهر شوند. همچنین، در آغاز تصمیم من بر این بود که مردان هم شرکت کنند اما تصاویر حرفه ای قابل انتشار دریافت نکردم. نهایتا ما گروهی از زنان را ۔ زنانی متفاوت از نظر ترکیب فیزیکی و فکری ۔ پیدا کردیم و توانستیم تقویم را منتشر کنیم.

من مطمئنم که در میان زنان درگیر درجات مختلفی از راحتی در رابطه با این پروژه وجود داشت. بعضیها در مقایسه با بقیه راحتتر بودند. من خودم به نحوی باورنکردنی برای گرفتن عکس برهنه مشکل داشتم؛ شاید مشکلترین کاری بود که تاکنون انجام داده بودم. من متوجه شدم که بعضی از احساسات من در باره بدن خودم چقدر منفی هستند. این ماجرا برای من چنین روند دردناکی بود، اما آنگاه که تقویم منتشر شد، دیگر بر این احساس غالب شدم. دیگر “خجالت” نمی کشیدم و از این نظر برای همیشه خوشحال خواهم بود.

“فشارها” از طرف کسانیکه احساس میکردند انجام چنین کاری برای شخصی در “موقعیت” من “نامناسب” است، احساس ناامنی من را بیشتر میکرد، که البته مرا مصمم تر کرد. جالب است که برهنگی هرچقدر به خود انسان نزدیکتر میشود همانقدر سخت تر است. برهنگی علیا “انقلاب مصر را لکه دار کرد،” برهنگی گلشیفته تمام یک ملت را! و تا آنجا که به من و زنان ایرانی در تقویم مربوط است، به نظر میرسد ما تصویر تمام یک ملت را و همچنین اپوزیسیون سیاسی در ایران را “لکه دار” کرده ایم! *

ترجمه از محسن ابراهیمی

مدرج در انترناسيونال ۴۴۶؛ مارس ۲۰۱۲

لينک مصاحبه به انگليسى

چرا یک روز بین المللی در دفاع از آمینا لازم است؟

مصاحبه با مریم نمازی

چرا یک روز بین المللی در دفاع از آمینا لازم است؟

وقتی شنیدم که یک دختر 19 ساله تونسی بخاطر اینکه روی بالاتنه  برهنه خود نوشته “بدن من متعلق به خودم است و ناموس کسی نیست” تهدید به مرگ شده می دانستم که باید سریعا کاری بکنیم. در عرض 24 ساعت افراد سرشناس و گروههای متعددی به ما ملحق شدند که با هم فراخوان یک روز بین المللی در دفاع از آمینا را اعلام کنیم. روز 4 آوریل بعنوان روز جهانی دفاع از آمینا اعلام شد که هم آزادی و امنیت این زن جوان مطالبه شود و هم  پیگرد قانونی کسی که حکم مرگ او را صادر کرده است مطرح گردد. با وجود اینکه آمینا کار خلافی انجام نداده است، پلیس به خانواده او کمک کرد که او را در خانه ای محبوس کنند و هرگونه تماسی با دوستان و گروه فمن را برای او ممنوع کردند. در حقیقت پلیس می بایست بجای اینکار به پیگرد کسانی دست می زد که او را زندانی و تهدید کرده بودند. او همچنان در آن خانه محبوس است و روز دوشنبه سر کلاس درسش حاضر نشد. آمینا در حالیکه هنوز هم زندانی است در تنها مصاحبه اش با یک ژورنالیست گفته است که نگران است ولی هیچ پشیمان نیست. در آخرین مصاحبه ای که قبل از ربوده شدنش انجام داده نیز گفته است که زنان تونس آماده تغییر هستند. “زنان به جائی رسیده اند که خودشان می خواهند سرنوشت خود را تعیین کنند و دیگر حاضر نیستند از هیچ اتوریته ای چه خانوادگی و چه مذهبی پیروی کنند. ما می دانیم چه می خواهیم و خودمان تصمیم می گیریم”.

اینها حرفهای این زن فوق العاده است که ما در روز 4 آوریل در کنارش می ایستیم و از او دفاع می کنیم. از جمله کسانیکه فراخوان را امضا کرده اند می توان از افراد زیر اسم برد:

علیا مقدی المهدی، انقلابی مصری که عکسهای برهنه خود را روی سایتها گذاشت

کارولاین فورست، نویسنده، ژورنالیست، آخرین فیلم او “پستانهای ما: سلاح ما”

دارینا الجوندی، هنرپیشه لبنانی و نویسنده کتاب “روزی که نینا سیمون از خواندن باز ایستاد”، دیا، موزیسین و فیلمساز، آخرین فیلم او “بناز، یک داستان عشقی” در مورد قتل ناموسی الیا تابش، زنان ایرانی در دفاع از تقویم انقلابیون برهنه و عضو علیه تبعیض سازمان دفاع از حقوق زنان در ایران، اینا شوچنکو، سخنگوی فمن، عضو کمیته بین المللی علیه اعدام و کمیته بین المللی علیه سنگسار، کریم آمر، بلاگر مصری، کیان آذر، سازمان جوانان کمونیست، مریم هلی لوکاس، جامعه شناس الجزایری و بنیانگذار نهاد “سکولاریسم مسئله زنان است”، مینا احدی، سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام و کمیته بین المللی علیه سنگسار، نادیا ال فانی، فیلمساز تونسی، آخرین فیلم او “نه الله نه ارباب” و “پستانهای ما سلاح ما”، ریچارد داوکینز، دانشمند، سافیه لبدی، یکی از بنیانگذاران “نه تن فروش نه مطیع” و “سکولاریسم مسئله زنان است”،  تسلیمه نسرین، نویسنده بنگلادشی.

آیا اسلام و برهنگی کاملا با هم ناسازگاز هستند؟ آیا شما میتوانید زمانی را تصور کنید که زنان در شمال آفریقا و خاورمیانه آزادتر باشند که بتوانند بدنهای خود را نشان دهند؟ کاری را که آمینا در کشوری مانند تونس کرده چگونه می بینید؟ آیا نباید بیشتر محتاط می بود؟ آیا فکر می کنید کاری که او انجام داده درست بود؟

 

همه مذاهب درمورد بدن زنان افکار تخریب کننده دارند و اسلام هم استثنا نیست. از نظر اسلام بهترین زن آن است که پنهان باشد. اسلام از این نظر از مذاهب دیگر بدتر است که به قدرت سیاسی از طریق جنبش اسلامی دسترسی دارد و دولتهای اسلامی و قوانین شریعه زن ستیزی را قانونی کرده و افکار ارتجاعی علیه زنان رواج می دهند. زنان در آفریقای شمالی و خاورمیانه زمانی آزادتر خواهند بود که اسلام از انظار عمومی به عقب رانده شده و به امر شخصی افراد تبدیل شود. کارهائی مانند آنچه آمینا انجام داده به شکستن تابوها کمک می کند و اسلام سیاسی را دقیقا از بیخ و بن مورد حمله قرار می دهد.

حساسیت شدید اسلام به بدن زنان و اصرار آن برای پوشاندن زنان برهنگی را تابو شکن کرده و باعث شده این نوع حرکات به نوعی مبارزه و مقاومت تبدیل شود. برهنگی آنتی تز حجاب است و با وجود اینکه تنها روش مبارزه با حجاب نیست اما روشی مدرن در مقابله با آن است. اسلام سیاسی می خواهد که ما خودمان را بپوشانیم، مخفی شویم، دیده نشویم و شنیده نشویم و ما از پیروی از این اوامر سرپیچی می کنیم.

اما برهنگی فقط اعتراض علیه اسلام سیاسی و زن ستیزی مذهبی نیست، بلکه اساسا اعتراض به تبعیض و کالا کردن بدن زنان است که مذاهب و فرهنگهای مردسالار بر اساس آن شکل گرفته اند. به همین دلیل است که این شکل مبارزه در حال رشد است و به بخشی از جنبش آزادی زن تبدیل شده است.

کالائی کردن بدن زنان از واقعیت بدن زنان و زندگی و افکار آنها کاملا مجزی میباشد. از این تصویر استفاده می شود که زنان را مورد کنترل قرار داده و آنها را سرکوب کنند. و این چیزی است که بین مذهب و پورنوگرافی مشترک است، (البته در اشکال مختلف). واقعیت و سرراستی بدن زنان بعنوان یک نوع اعتراض عمیقا انسانی و انقلابی دیدگاههای مذهبی و پورنوگرافیک را به چالش می کشد و ابزاری را که برای سرکوب زنان از آن استفاده می شود را پس می گیرد. بخاطر همین چالش است که برهنگی زنان موجب خشم بعضی ها شده. این حرکت تابوشکن حرکتی بسیار پیشرو و رو به جلو است چرا که معمولا پیشرفت در نتیجه توهین به اعتقادات عمیق مذهبی و ضد زن حاصل  میشود.

در حالیکه اسلام سیاسی و جریانات اسلامی نماینده و صدای ارتجاع و بربریت هستند، آمینا و افرادی مانند او بیشترین تهدید در مقابل این جریانات ارتجاعی محسوب شده و مدرنیسم و انسانیت و برابری زن و مرد را نمایندگی می کنند. به همین دلیل است که آمینا ما را نمایندگی می کند.

فمن از آمینا و علیا المهدی حمایت می کند اما بعضیها معتقدند اعتراض عریان ایده ای غربی است که بدرد  ایده آلهای غربی می خورد و ربطی به دنیا اسلام ندارد. شما چه فکر می کنید؟

این حرف مرا باد یکی از شعارهای زنان در ایران می اندازد که بعد از انقلاب 57 و فتوای حجاب توسط خمینی علیه حجاب اجباری اعتراض می کردند. آنها می گفتند “حقوق زن نه شرقی نه غربی، جهانی است”. برای من همیشه جالب بوده که جریانات اسلامی حاضرند برای کشتن و به تمکین کشاندن مردم از آخرین پشرفتهای تکنولوژی استفاده کنند اما وقتی صحبت از حقوق زن میشود فوری ادعا میشود که حق زن یک پدیده غربی است.

بعلاوه چیزی به اسم “دنیای اسلام” وجود ندارد. اعتقادات متفاوت در تونس وجود دارد همانطور که در فرانسه و انگلستان و غیره هم دیدگاهها و اعتقادات متفاوتی وجود دارند. آمینا یک دیدگاه مشخص را نمایندگی می کند و جریانات اسلامی دیدگاهی کاملا متفاوت را. آمینا از حمایت زیادی برخوردار است نه فقط در غرب بلکه در خود تونس و ایران و جاهای دیگر هم. مبارزه او مبارزه ما هم هست.

آیا توصیه ای برای زنان تونس دارید؟ بعد از این ماجرا و با در نظر گرفتن شرایط سیاسی و اجتماعی کنونی این کشور فکر می کنید آنها باید چکار کنند؟

من فکر می کنم موج بر علیه اسلام سیاسی برگشته است. انقلابات منطقه و اعتراضات زنان در بسیاری از این مناطق پیام آور پایان یکه تازی جریانات اسلامی است. زنان تونس و همه زنان و مردان در همه جای دنیا باید از آمینا و آزادی و برابری واقعی دفاع کنند. همانطور که کارولاین فورست نویسنده مشهور می گوید فراخوان آزادی آمینا در واقع همان فراخوان آزادی تونس است. هیچ کشوری بدون آزادی زنان آزاد نخواهد بود. صرفنظر از شرایط سیاسی و اجتماعی هر کشوری مردم همه جا می خواهند مانند انسان قرن بیست و یکم زندگی کنند نه مانند بشر قرون وسطی.

جنبش اسلام سیاسی عرصه قدرت و اجتماع را به آرامی خالی نخواهد کرد، اما جنبش آزادی زن آن چیزی است که اینها را سر جای خودشان می نشاند. البته سرنوشت هیچ جنگی از پیش معلوم نیست. همه چیز بستگی به اراده و دخالت انسان دارد. در نتیجه همبستگی جهانی مردم می تواند تاثیر مستقیمی بر سرنوشت انسانها داشته باشد. در قدم اول امیدوارم این همبستگی باعث آزادی آمینا و در نهایت کمکی باشد برای آزاد شدن دنیای ما.

می توانید کمی بیشتر در مورد 4 آوریل روز جهانی دفاع از آمینا به ما بگوئید؟ امیدوار هستید دیگران با ملحق شدنشان به این حرکت باعث چه تغییری شوند؟

 

مردم زیادی تا همین الان به ما ملحق شده اند. عکسهای برهنه خیلی ها تا همینجا در دفاع از آمینا منتشر شده است، طومار حمایتی تاکنون توسط  106000 نفر امضا شده است و سازمانها و افراد در حال سازماندهی حرکتهای اعتراضی 4 آوریل هستند. کارهای بسیار دیگری هم از جمله در آلمان و سوئد و نروژ و فرانسه و انگلیس و جاهای دیگر سازمان داده شده. برای دیدن لیست اقدامات می توانید به اين لینک مراجعه کنید.

آخوند عادل عالمی خواهان شلاق زدن و سنگسار آمینا شده و گفته است که اقدام آمینا موجب بدبختی میشود و “فاجعه و اپیدمی به بار می آورد و می تواند واگیر باشد و به زنان دیگر هم سرایت کند”. در روز 4 آوریل ما به او و جریانات اسلامی و همه دنیا یادآوری می کنیم که اپیدمی و فاجعه واقعی که باید ریشه کن شود زن ستیزی چه از نوع اسلامی و یا غیر آن است.

4 آوریل پستان ها علیه اسلام سیاسی!

زنده باد آمینا!

Nude protest for Intl Women’s Day

Today, 8 March, International Women’s Day, Amina Sboui, Aliaa Magda Elmahdy, Solmaz Vakilpour, Safia Lebdi, Meriam Russel and myself protested nude in support of women’s rights in the Middle East and North Africa at the Louvre in Paris.

I didn’t want to just hold the Islamic regime of Iran’s flag so I cut out the Allah in the centre of the flag and let it show my vagina instead. Much better, don’t you think?

Below are some photos, video coverage and links. We were arrested when 100 police converged on the area and took us away. We were released after several hours. I managed to catch my Eurostar train 1 minute before it took off with the help of Waleed Al Husseini wearing “Free the Nipple” t-shirt Amina gave us each.

Long live International Women’s Day…

8 marchamina

503055185_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VFHE_2-0915279534_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VFGA_2-01141388535_B972186701Z_1_20140308144210_000_GPG22VERR_2-0amina-policesafia274063825_B972186666Z_1_20140308150304_000_GPG22VERK_2-0
photo4photo5

[Read more...]

69 hours left to help…

37 wonderful people have given £1,790 to make our taboo-breaking, free-thinking TV magazine a reality. The donation that has pleased us the most so far is the £1 given by an Iranian asylum seeker who couldn’t afford more but we’re also very excited about every other donation up to £500! Thank you!

But here’s our problem. There are only 69 hours left to support Bread and Roses before our fundraising campaign comes to an end and we still need £8,210! Well, we actually only need £7,210 as the lovely Muriel Seltman has sent us a cheque for £1000. (Did I say only £7,210?!)

satelliteIranAs you know, the weekly programme will be broadcast via New Channel TV to Iran and the region. People will receive it via “illegal” satellites like the ones pictured on the left being destroyed by tanks courtesy of the Iranian regime.

Bread and Roses – in Persian and English to begin with – will deal with everything from Sharia law, the veil, sex segregation, religious education, theocracy, Islamism, class divisions and racism to secularism, humanism, gender equality, ethics without religion, atheism, ex-Muslims, citizenship rights and universal values…

A programme likes our represents a real “danger” to the regime of Iran, Islamism and brutality in general, and is much needed for people in Iran and elsewhere. Many of the very same issues we will raise are contested right here in Europe and need coverage like ours. Bread and Roses will be available on the internet and via social media for those without satellite dishes.

To be able to begin the programme, though, we need two more cameras and microphones as well as extra lighting as the New Channel studio in London does not have all that we need. We have tried to tape a programme and found it impossible without the added equipment so do help us if you can. Once we raise the money and buy the equipment, we can go ahead immediately as:

We have already cleaned our section of the studio:

tv2014 002

Gone shopping for our “stage” at IKEA using our credit cards:tv2014 042

Set up our studio (by the way, the TV in the corner doesn’t work)!

tv2014 228

Taken our technical wizard Reza Moradi to the studio to give us a final list of the minimum we need:

studio 001

Warmed our seats and practised our first programme a few hundred times:

studio 007

But we can’t do anything more until we get the equipment, so if you can spare some change and can do it within the next 60 plus hours, help us out. You won’t regret it.

We will thank you publicly for your support and also give you some other goodies like posters and lunches as well as raise any issues you want raised if you help. You can find out more about these on our Indiegogo site.

Also please like our Facebook Page.

And feel free to think of other ways to raise funds for us. Sahra Bahar is organising a small concert for her friends and acquaintances to help us raise money for the programme.

Any amount will help. And once you help you can say you were part of an important development in the fight against reaction and for rationalism and free thought.

Thanks.

I’ll be in Missouri, Warsaw and Utah in the next few weeks

15-16 March 2014
Columbia, Missouri
Maryam Namazie will be speaking at the Missouri University SASHA (Skeptics, Atheists, Secular Humanists and Agnostics) conference in Columbia, Missouri. More information here.

28-30 March 2014
Warsaw, Poland
Maryam Namazie will be speaking at the first Atheist Days in Poland on 28-30 March. The event starts on Friday (28.03) with an evening of atheist movies. On 29.03, there will be a March of atheists followed by the historical reconstruction of the execution of the nobleman Lyszczynski , the author of the treaty “On non existentia dei” accused of atheism 325 years ago. This will be followed by the Atheist Congress and Dinner. Maryam will be speaking on a panel on religion and women’s discrimination at the congress. You can see the programme in Polish here.

17-20 April 2014
Salt Lake City, Utah
Maryam Namazie will be speaking at 2014 American Atheists National Convention. More details here.

By the way, don’t forget to join me at the 11-12 October 2014 international conference on the Religious-Right, Secularism and Civil Rights at Tower Hotel, London. More information can be found here. Buy your tickets now. It will be a historical event!

I am left cursing

Here’s a video of a young man being executed in Iran. He wants to say goodbye to his mother who can be heard screaming in the crowd. He struggles with the regime’s executioners, kicks one of them to cheers in the crowd but is then subdued and hung…

You can then hear the regime’s mercenaries cheering and sending salawat: “Allah, bless Mohammad and the people of Muhammad”. I am left cursing Allah and his Mohammad.

I wouldn’t want anyone to watch an execution scene but in some senses it is important for us all to bear witness. Both to human resistance even at the gallows and the brutality of a regime that has killed too many for too long.

Of course and as usual, there will be those who will list the young man’s crimes. Whatever they were, there is no crime greater than what this regime has done and is doing… Shame on all those who defend it. And long live those who resist. Our day will come.

(Via Mina Ahadi)